تبليغاتX
پلاتفرم چپ علیه لایحه خانواده رژیم - نه ملی، نه مذهبی! نه به حجاب اجباری! مهرنوش موسوی

 نه ملی، نه مذهبی! نه به حجاب اجباری!

 مهرنوش موسوی

 انترناسیونال ۲۸۱

بیانیه انتخاباتی چهل صفحه ای شورای ملی-مذهبیها منتشر و مهمترین بندی که در این بیانیه مورد توجه فمینیستهای اسلامی و طرفداران این طیف قرار گرفته بندی است که مربوط به حجاب میباشد. بیانیه در این زمینه میگوید: " ضمن توجه به اعتقادی بودن حجاب؛ لغو حكومتی و اجباری بودن حجاب و شكل خاصی از پوشش، مانند تمامی كشورهای اسلامی (تبدیل به قانون كردن نظریه آیت‌الله طالقانی كه در آن زمان مورد تأیید آیت‌الله خمینی نیز قرار گرفته است)."

به هدف سیاسی طرح این "بیانیه انتخاباتی" میپردازیم، اما لازم است بدوا یک مهر باطل میباشد، به خود این بند بزنیم. این بند هیچ ربطی به طرح خواست لغو حجاب اجباری ندارد و نویسندگان شارلاتان آن فکر میکنند میتوانند با بازیهای سیاسی، روی جنبش آزادی زن و جنبش لغو حجاب اجباری که از قضا بر علیه حکومتی برپا شده که ملی مذهبیها از روز اول قدرتگیری خمینی از آن دفاع نموده اند، در جنایات آن راسا شریک بوده و هستند، کمپین انتخاباتی بکنند. در این بیانیه ضمن اعتراف به لغو اجباری بودن حجاب، با زرنگی خاص خودشان پسوند "مانند تمامی کشورهای اسلامی" را اضافه نموده و برای اینکه کوچکترین تردیدی برای شورای نگهبان و رد صلاحیتشان، ناجا و مبتکرین طرحهای امنیت و به اصطلاح انضباط اجتماعی باقی نماند، به قانونی کردن نظرات طالقانی و خمینی استناد کرده اند. همان نظراتی که ۳۰ سال است در این مملکت پراتیک میشود. همان نظراتی که به ادعای خود حاکمین و رهبران جمهوری اسلامی مبنای قانون اساسی کشور است. خمینی مورد استناد این بیانیه در روز ۱۶ اسفند ماه ۵۷ در مدرسه رفاه گفت: " در وزارتخانه اسلامی نباید معصیت بشود. در وزارتخانه های اسلامی نباید زنهای لخت بیایند. زنها بروند، اما با حجاب باشند مانعی ندارد بروند کار کنند. لیکن با حجاب شرعی باشند.(کیهان ۱۶ اسفند ۵۷ شماره ۱۰۶۵۵ صفحه ۱)

سخنان خمینی در مصاحبه با روزنامه السفیر که یکماه پیش از مدرسه رفاه عنوان شده بود درهمین ریل بود. آنجا خمینی تحت فشار قرار داشت. پایش محکم نشده بود ولی با این وجود اعلام کرد " ما فقط لباسهای جلف را ممنوع خواهیم کرد."(کیهان ۱ بهمن ۵۷ شماره ۱۰۶۱۸ صفحه ۳) در عکس العمل به این سخنان بود که جامعه ایران موج اعتراضی به راه انداخت. در حالی که سر و صدای برخورد شدید چاقوکشان اسلامی به زنان، به روزنامه ها ی دولتی نیز کشیده شده بود، دانشگاهيان دانشگاه آزاد در بيانيه ای به تاریخ ۲۷ دیماه ۵۷  چاقوکشی و اسید پاشی و آتش زدن دختران بی حجاب را محکوم و آن را نتیجه تبلیغات "خائنانه عناصر مزودر" دانستند و به جامعه هشدار دادند. هزاران نفر از زنان در تهران، سنندج، اصفهان و شیراز و بندرعباس به شهادت آرشیو خود روزنامه کیهان، بعد از سخنان خمینی و آیت الله های ریز و درشتشان، دست به اعتراض و مبارزه زدند، اعتصاب کردند. کتک خوردند، به زندان افتادند و اولین دختر و پسری که به جرم رابطه دوستانه دستگیر شدند، در املش شلاق خوردند. پسر به ۲۵ ضربه شلاق و دختر به ۱۰۰ ضربه محکوم شد که این حکم در وسط خیابان به اجرا در آمده و دختر در حین خوردن شلاق بیهوش شد. این خبر علاوه بر کیهان و اطلاعات، به سرعت در روزنامه های چپ و آزادیخواه با خشم و نفرت منعکس شد. در نتیجه انعکاس این اعمال خشونت آمیز اولین عکس العملهای افکار عمومی غرب در آمریکا و فرانسه، به حالت اعتراض به نمایش در آمد. همان زمان کیهان ۲۶ اسفند ۵۷ در صفحه دوم خود خبری را به نقل ازآسوشیتدپرس در پاریس منتشر کرد که بر مبنای آن حدود یک هزار زن آمریکائی دست به تظاهراتی به حمایت از زنان ایران در مقابل کنسولگری ایران در واشنگتن زدند. به گفته این گزارش: " بتی فریدن و گلوریا استیمن دو تن از رهبران جنبش آزادی زنان آمریکا در میان تظاهر کنندگان بودند. همزمان در پاریس هم کمیته بین المللی حمایت از حقوق زن در ایران با حضور یکصد زن برجسته از پانزده کشور دنیا تشکیل شده است."  

بدنبال این اعتراضات وسیع، روزنامه کیهان با طالقانی که "پدر تسامح و تساهل" آن موقع ملی/مذهبیها بود مصاحبه کرد. طالقانی در آن زمان اولا رسما از احکام اعدام دفاع کرد. ایشان گفت: " اگر مي‌خواستيم عدالت را اجرا كنيم بايد خيلي بيشتر اعدام مي‌كرديم." سپس در مصاحبه خود ضمن توضیح فلسفه حجاب و مزایای آن در اسلام، نقد حکومت پهلوی به دلیل غربزده کردن زنان گفت: "هو و جنجال راه نیاندازند و همانطور که بارها گفتیم همه حقوق حقه زنان در اسلام و در محیط جمهوری اسلامی محفوظ خواهد ماند. و از آنها خواهش می کنیم که با لباس ساده با وقار، روسری هم روی سرشان بیاندازد به جائی بر نمی خورد. اگر آنهائی هم که میخواهند مویشان خراب نشود اگر روی مویشان روسری بیاندازند بهتر است و بیشتر محفوظ می ماند ... چه جنگها چه قتلها چه فجایع که تا یک سال قبل دائما هر روز یک قسمت از اخبار روزنامه ها همین فجایع بود. منشا اینها کی بود؟ منشا اینها از کجا بود؟ غیر از همین تحریکات بیجا بود؟ واقعا یک عده زنها این جوانها را اذیت می‌کردند. آنها یک عده ای شکایت داشتند جوانها ما را اذیت میکنند. یک جوانی که وسیله زن گرفتن ندارد وسیله کار ندارد زندگی سرو سامان ندارد وقتی این زن را با این صورت می بیند که گاهی یک پیرزن پنجاه شصت ساله خودش را مثل یک دختر ۱۴ ساله نمایش می دهد توی خیابان یا سر کوچه این بیچاره اذیتش می‌کند. ناراحتش می‌کند و این یک جور آزار جوانها است و امیدواریم که بعد از این جوانهای ما هم سر و سامان پیدا کنند... اجباری حتی برای زنهای مسلمان هم نیست. چه اجباری؟ حضرت آیت الله خمینی نصیحتی کردند مانند پدری که به فرزندش نصیحت میکند راهنمائیش می کند که شما اینجور باشید به این سبک باشید. (کیهان ۲۰ اسفند ۵۷ شماره ۱۰۶۵۸صفحه ۳)  

در مقابل این سخنان، که رسما و علنا فتوای اسید پاشیدن و چاقوکشی اسلامی در آن قابل روئیت بود، سخنانی که زنان و پوشش آنان را عامل جنگ و خونریزی میدانست، جامعه ایران با قانون حجاب و حاکمیت به مقابله پرداخت. کاری که ملی/مذهبیها آن موقع کردند این بود که دست بدست چاقوکشان اسلامی به مقابله با مردم پرداختند. حکومت دست خودشان بود. ملی/مذهبیها بودند که تعرض به زن را دست در دست جناحهای مختلف این جنبش سیاه ضد زن و ضد کمونیستی سازمان دادند. آقای ابراهیم یزدی درست در جریان تقابل ما و جامعه با نظام اسلامی و خمینی، در حالی که جزو کاربدستان خود این حکومت بود در گفت و گو با حمیده امیری خبرنگار کیهان اعلام کرد که: " آنچه در نظام اسلامی باید رعایت شود عفت و عصمت است. ولو اینکه کسی معتقد به حجاب نباشد باید یک اصولی را رعایت کند این مختص به زنان نیست.(کیهان ۵ بهمن ۵۷ شماره ۱۰۶۲۲ صفحه ۱) بنی صدر همزمان با لشکر کشی و سرکوب کردستان، وقیحانه در تلویزیون جمهوری اسلامی به توجیه سخنان طالقانی و خمینی در باره حجاب پرداخت. اوباش اسلامی را در خیابانها به جان مردم انداختند. بنی صدر و سروش و بقیه ملی اسلامیها "سخنان امام" را در باره اینکه دانشگاه به لانه فساد تبدیل شده است به انقلاب خونین فرهنگ اسلامی ترجمه کردند. هزاران دانشجو و استاد دستگیر شدند و در فرصت مناسب سی خرداد به جوخه های اعدام سپرده شدند. ملی/ مذهبیها تمام این مدت در این سرکوب و در این خشونت شریک امامشان بودند!

لذا اینکه جریان سیاسی بخواهد بعد از ۳۰ سال خشونت، ۳۰ سال خونریزی، ۳۰ سال تبعیض که خودش نیز در آن دست داشته است، امروز با کلمات بازی کند، دم از رفع تبعیض بزند و قاچاقی رهنمودهای طالقانی و خمینی را به عنوان مبارزه علیه حجاب و علیه تبعیض قالب کند، نشان میدهد که تا چه حد این جریانات کودنند. ۳۰ سال پیش جامعه در مقابل این اراجیف خمینی و طالقانی بلند شد، با وجودی که بستر فکری و سیاسی چپ آن موقع دست جناح چپ همین جریان ملی مذهبی بود که اسلام را الهیات رهایی بخش میدانستند. با این وجود جامعه جلو افتاد، منتظر نشد و از خودش دفاع کرد. امروز بعد از اینکه مقاومت آن روز، به یک جنبش عظیم سیاسی و اجتماعی شکل داده است، اینها آمده اند به خاطر وضعیت درهم خودشان راه نجاتی آنهم با کلاهبرداری سیاسی پیدا کنند. به ارزیابی من این فقط و تنها به خاطر این است که قدرت آن جنبش عظیمی را میشناسند که به این نظام، به اسلام و احکام امامانش نه گفته است! از این جنبش میترسند. از این جنبش نگرانند. زیر فشار این جنبش مجبور شده اند یک مثقال از لهجه چاقوکشی اسلامی را به لهجه مورد پسند جامعه تغییر دهند. امید دارند تنور انتخاباتشان را به این وسیله داغ کنند. روزمره دارند از نگرانیشان در باره "قهر مردم از صندوق رای" حرف میزنند. امید دارند از این طریق خودشان را از تیررس خشم و انزجار مردم عقب بکشند، دارند جا خالی میدهند که نفرت و خشم و اعتراض مردم به آنها نخورد!

یک پایه ارائه این بیانیه همین است. پایه دیگرش را باید در فعل و انفعالات کنونی بحران حکومتی نظام و چشم انداز غرب برای "تغییر رفتار" آن جستجو کرد. سیاست دیکته شده فعلی، کمک کردن به تکمیل پازل سیاست غرب جهت "تغییر رفتار" حکومت از بالا و به شیوه نرم از طریق جناحهای مختلف درون و حاشیه حکومت است. در سال ۵۷ که خمینی را روی دوش همین ملی/مذهبیها و با کمک بی بی سی و سیا به ایران آورده و وظیفه "تغییر رفتار" حکومت شاه را به خمینی سپردند، لازمه تجدید حاکمیت بورژوازی در مقابله با خطر چپ، اسید پاشیدن روی صورت زنان، تحمیل حجاب اجباری، دستگیری فعالین کارگری و اعدام بیش از ۱۰۰ هزار انقلابی و آزادیخواه بود. الان زمانه عوض شده است. الان هیچ درجه ای از سرکوب نمیتواند جلو مردمی را که تصمیم گرفته اند در سیاست دخالت کنند بگیرد. لذا برای "تغییر رفتار" رژیم اسلامی به رژیمی متناسب اسلام میانه رو و پرو غربی، باید دم از حقوق بشر، رفع تبعیض و لغو حجاب اجباری بزنند. چرا که مقابله با خطر عروج این بار چپ، دیگر با سرکوب ممکن نیست، با احتساب نیرو و توازن قوای امروز این چپ ممکن است. امروز باید تظاهر کردنشان را هم با احتساب این چپ برنامه ریزی کنند. خودشان میدانند نظام را با آتش زدن حجابها مردم می اندازند. آمده اند تا ضمن حفظ تتمه اش، راه را برای "تغییر نرم" با وجود این فاکتورآماده کنند. جالب اینجاست که با هر قدمی که برمیدارند خودشان را بیشتر رسوا میکنند. علت اینکه شورای ملی/ مذهبیها این بیانیه را ارائه داده است، سیاستی است که برای به جلو هل دادن استراتژی غرب در جهت "تغییر رفتار رژیم" جملگی دنبال میکنند. عبدالله نوری و ابراهیم یزدی عهده دار این شده اند پای حذف ولایت فقیه را به میان بکشند. حکومت اسلامی بماند، منتهی بدون فقیه! ملی مذهبیها قسمت دیگرش را گرفته اند. چندی قبل فریاد میزدند که اصلا باید پای سازمان ملل را وسط کشید تا به اصطلاح انتخابات آزاد برپا کرده و شاید به شیوه مخملی این تغییرات را بدون دخالت مردم از بالا انجام دهند. شاید از این طریق به اینها هم چیزی برسد! امروز با بیانیه ۴۰ صفحه ای و رفع تبعیض سر و صدا میکنند. جالب اینجاست که تمام مفاد این بیانیه را هم از همین حکومت فعلی میخواهند. حکومتی که یک باشگاه فوتبال بانوان استقلال را صرفا به خاطر بازی با نوجوانان این تیم اصلا منحل کرد. خجالت میکشند بگویند قصد شرکت در مضحکه ای را دارند که چندین سال است سر رجل نبودن زنان جهت ریاست جمهوری، با هم جر و بحث دارند. آنوقت با پلاتفرم به اصطلاح رفع تبعیض برای شرکت در خود این مضحکه اهداف سیاسیشان را سرهم بندی کرده اند. آقای پیمان در مصاحبه با رادیو زمانه در باره هدفشان میگوید: "برای این راهبرد در عرصه‏ اجتماع، باید تا آن‏جا که می‏توانیم فعالانه روی سیاست‏های حکومت تاثیر بگذاریم". ایشان در باره ضرورت طرح این شعارها میگوید: "وقتی شرایط تغییر می‏کند، به طور منطقی آن دسته از نیروهای بیشتر معتدل و میانه‏روی درون حاکمیت دست بالا پیدا می‏کنند و مدیریت امور را به دست می‏گیرند و نیروهای افراطی راست‏گرا که معمولا در شرایط ناامن رشد می‏کنند، منزوی می‏شوند. این یک قائده است."

این کنه سیاست دیکته شده فعلی به جناح طرفدار غرب در درون و اپوزیسیون مجازش در حاشیه حکومت است. این تغییر رفتار باید به نحوی باشد که پای مردم به میان کشیده نشود. این تغییر رفتار باید به نحوی باشد که فرجه به دخالت چپ و مردم ندهد. این تغییر رفتار باید به نحوی باشد که امنیت کل حکومت به خطر نیفتد. باید به نحوی باشد که اسلام از صحنه بلکل خارج نشود. اسلام را به خاطر ظرفیتهای ضد کمونیستی و خشن آن حالا حالاها لازم دارند. امید به انزوای جناح راست و برگزاری انتخابات با توافق جناحهای "معتدل" و طرفدار غرب در درون حاکمیت به عنوان اولین پله در راستای پلاتفرم تغییر رفتار حکومت میباشد. مسئله اینها رفع تبعیض از کسی نیست. ملی گرایی و مذهبی بودن خودش اعلام توجیه و تثبیت همه نوع ستم و تبعیض است!

+ نوشته شده توسط شورای نویسندگان در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 0:12 |